محمد الريشهري
533
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
11036 . السيرة النبويّة ، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق : پيامبر خدا ، سعد بن مُعاذ را [ براى مداوا ] به خيمه زنى از خاندان اسلَم كه او را " رُفَيده " مىناميدند در مسجد خويش ، فرستاده بود . رُفَيده ، مجروحان را درمان مىكرد و به رايگان ، به كسانى از مسلمانان كه گرفتارىاى داشتند ، خدمت مىنمود . پيامبر خدا ، هنگامى كه در نبرد خندق ، تيرى به سعدْ اصابت كرد ، به كسان وى چنين فرمان داده بود : " او را به خيمه رُفَيده ببريد تا وى را از نزديك ، عيادت كنم " . 11037 . المعجم الصغير به نقل از انَس : امّ سَلَمه گفت : اى پيامبر خدا ! آيا مىتوانم به همراهت روانه پيكار شوم ؟ فرمود : " اى امّ سلمه ! جهاد ، بر زنان نوشته نشده است " . امّ سلمه گفت : مجروحان را درمان مىكنم ، چشم را علاج مىسازم و آب مىرسانم . فرمود : " در اين صورت ، آرى " . 11038 . صحيح مسلم به نقل از انَس : پيامبر خدا ، امّ سُلَيم و زنانى از انصار را با خود به پيكار مىبرد و آنان ، آب مىرساندند و مجروحان را درمان مىكردند . 11039 . الطبقات الكبرى : امّ سُلَيم ، اسلام آورد و با پيامبر خدا ، بيعت كرد و در نبرد حُنَين ، در حالى كه به عبد اللّه بن ابى طلحه آبستن بود ، حضور يافت . او پيشتر در نبرد احُد به تشنگان ، آب مىرساند و مجروحان را درمان مىكرد . 11040 . الطبقات الكبرى به نقل از امّ سنان اسلمى : هنگامى كه پيامبر خدا ، آهنگ خيبر داشت ، به حضور وى رسيدم و گفتم : اى پيامبر خدا ! آيا در اين آهنگى كه دارى ، مىتوانم با تو روانه شوم تا در آن جا مَشكِ پارهشدهاى را بدوزم ، بيمار و مجروح را اگر خداى نكرده ، مجروحانى باشند درمان كنم و پاسبانِ زاد و توشه باشم ؟